|
همچون نفس من غیر مجاز مباش
|
منم یه تقویم پر از زمستون
چله نشین ِ دلی درب و داغون
سال کبیسَمُ و شُگون ندارم
ا زهیچ کسی خاطره ای ندارم
جر یه نفر که درب و داغونم کرد
بره بودم ، گرگ بیابونم کرد
اما دلم تو غربت بیابون از راهی که رفته بود
نشد پشیمون
دل ای دل دیونه
کی قدرتو می دونه؟؟؟؟
برو فکر ِ خودت باش پر از گرگ ِ زمونه
باز منتظر نشستی آب میشی دستی دستی
تو هم باید مثل ِ اون دلش رو می شکستی.
منم می بخشمت با هر چه هستی
اگه درهای خوشبختی مو بستی
اره می بخشمت اگرچه سخته
اره زیبا
اره ظالم
غرورم رو شکستی
تو رو می بخشمت بلکه بری شرمنده تر شی
دیگه فرقی نداره تو ببخشی یا نبخشی